عروس و داماد
عاقبت ته دیگ خوردن

از خودت خبر بیار؛ آفتاب، داره غروبـ... میکنه؛ از خودت خبر بیار؛ عطر تو، هوا رو خوبـ... میکنه
از خودت خبر بیار؛ درا رو بازِ بازِ باز کن! عشق من نترس! بخند! به گریه اعتراض کن . . . !
از خودت خبر بیار؛ درا رو بازِ بازِ باز کن! عشق من نترس! بخند! به گریه اعتراض کن . . . !
رقص خوشه های سرخ، بغض من، تمام موی تو، خیس میشه صورتم، میرسم به آرزوی تو
از خودت خبر بیار؛ هوا رو صافِ صافِ صاف کن؛ عشق من نترس! بخند! به عشق اعتراف کن!
از خودت خبر بیار؛ هوا رو صافِ صافِ صاف کن؛ عشق من نترس! بخند! به عشق اعتراف کن!
آسمون که ابری ئه، دلش گرفته روبروی تو . . . ـُ . . . درا رو باز کن، تا غرق شم تو موج موی تو
پرده رو بزن کنار، حال آسمون که خوب شه، خود تو خورشیدی، غیرممکن ئه غروب شه . . .

از خودت خبر بیار؛ آفتاب، داره غروبـ... میکنه؛ از خودت خبر بیار؛ عطر تو، هوا رو خوبـ... میکنه
از خودت خبر بیار؛ درا رو بازِ بازِ باز کن! عشق من نترس! بخند! به گریه اعتراض کن . . . !
از خودت خبر بیار؛ درا رو بازِ بازِ باز کن! عشق من نترس! بخند! به گریه اعتراض کن . . . !
رقص خوشه های سرخ، بغض من، تمام موی تو، خیس میشه صورتم، میرسم به آرزوی تو
از خودت خبر بیار؛ هوا رو صافِ صافِ صاف کن؛ عشق من نترس! بخند! به عشق اعتراف کن!
از خودت خبر بیار؛ هوا رو صافِ صافِ صاف کن؛ عشق من نترس! بخند! به عشق اعتراف کن!
آسمون که ابری ئه، دلش گرفته روبروی تو . . . ـُ . . . درا رو باز کن، تا غرق شم تو موج موی تو
پرده رو بزن کنار، حال آسمون که خوب شه، خود تو خورشیدی، غیرممکن ئه غروب شه . . .
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ ساعت 0:0 توسط * صادق R
|
» به هر چیز که بیندیشی خواهی رسید ، کافی است بخواهی