دلنوشته هایی تقدیم به آقا امام زمان
من كمك خواستما آی عاشقا پس كجایین؟ آقا جون می خوام از این سایت مستقیم بهت بگم سگ در خونتم رو سیاهم رو سیاه آقام منو ببخش ببخش كه دلم می خواد از دست خودم زار زار گریه كنم.یابن طاها یابن یاسین منو ببخش به همین روز بزرگ قسمت می دم كه ببخشیم و از اعماق قلبم واسه همه مریضا دعا می كنم با واسطت خوب شنو واسه همه جوونا كه به راه راست هدایت بشن و به آرزوای پاكشون برسن
امام صادق(ع) می فرمایند: لَو أدرَكتُهُ لَخَدَمتُهُ أیامَ حَیاتی اگر او [امام زمان(عج)] را دریابم،تمام عمر به او خدمت میكنم. الغیبه،نعمانى،ص245
کدامین جمعه است پایان انتظار ما؟
ای کاش همه شب ها جمعه بود تا دل مومنان غرق تماشای تو بود
با شرمنده گی می گم تازه دارم حست می كنم.می ترسم بگم تازه عمیقا باورت كردم.روت و برنگردون.می دونم كه خیلی بدم ولی دوست دارم...ببین...من اومدم..نكنه دستم و نگیری و رهام كنی ..من از تنهایی می ترسم محبوب من...صدای لرزانم و بشنو...دستهای خسته ام و بگیر...نگاه بی فروغم و ببین...من می خوام پیشت باشم تا ابد.....ای روح و جان من...ای اقای خوب من..
خیلی شرمنده ام.مرا دریاب و بگذار حس قشنگ با توبودن را تجربه كنم.افسوس كه لایق نیستم
تاكی باید انتظار جمعه رابكشم؟
آقا جان سالهاست كه انتظارت را می كشم
پس كی می آیی؟
الهم عجل لولیك الفرج آمین
كاش میشد واژه ها را شست و انتظار را تفسیر كرد كاش میشد جمعه ما شاهد ابرو زیبای تو میشد دیدهی ناقابل ما فرش گیسوی تو میشد كاش میشد انتظار منتظر به پایان رسد و هوا میزبان یاسها و نسترن های خاك پای مهدی زهرا شود كاش میشد تو هم از انتظاز خسته میشدی و برای فرج دعا كنی كاش میشد.....
با اینکه هرگز تو را ندیده ام ، بیش از هر کس دیگری به تو دل بسته ام ، با وجود اینکه هرگز به چهره ی چون ماهت ننگریسته ام هر روز سیمای زیبای تو را در خیالم نقاشی می کنم ، نمی دانم این
امروز روز عظیمی هستش می دونم .... بیدار موندم نه به خاطر درك این عظمت ....... بگذریم.
از خدا می خوام پناه همه ی بی پناها باشه
سلام ای آرزوی دل تمامی مشتاقان و ای محبوب نازنین ما نمیدانی که چگونه این دل بی کس من با تمامی وجود نیاز به تو محبت تو را فریاد می زند و چقدر سخت است ندیدن تو ومحروم بودن از درک وجود زلال تو واستفاده نکردن از چشمه های جوشان معرفت وعشق وخوبی و صفای تو آقا جان شب شهادت امام صادق را به شما تسلیت عرض می کنم و از شما می خواهم اگر به زیارت ایشان رفتید ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید.
آقا جان تو را به امامیت قسم می دهم که هر چه زود تر ظهور کنی و ای شیعه اگر میطلبی راه نجات بر ثانیه ی ظهور مهدی صلوات یا نور النور یا مدبر الامور یا باعث من فی القبور صل علی محمد و آل محمد و اجعل لی و لشیعتی من الضیق فرجا و من الهم مخرجا و اوسع لنا المنهج و اطلق لنا من عندک ما یفرج و افعل بنا ما انت اهله یا کریم
خیلی دوست دارم مارا دعا کن
ودعای ما این است
الهم عجل لولیک الفرج
مولای من اباصالح تورابه بیابان های غریب جمکران -بگو کی میایی
سلام بر وجود نازنینت مهدی جان وبر قلب غمگینت تسلییت
سلام بی جواب من بحق جد صادقت دعا نما برای من كه تشنه نگاهتم نگاه تو دعای تو دعای تو ظهور تو
تمام عشق من بحق جد صادقت بحق جعفرت بیا
اقای من اگر مرا قابل میدانی كه تورا اقای خود صدا كنم پس اجازه گرفته و با همه گناهان زبانی و افعالی و فكری خود تو را صدا زده وشما را به غربت این شب قسم میدهم كه مرا دعا كنید ای همه عشق من بهانه گریستن یعنی با این همه گناه میتوانم امید به بندگی شما داشته باشم امشب با امیدی بینهایت به در خانه ات امده ام وشما را به جد بزرگوارتان جعفر صادق قسم میدهم كه یبن الحسن اقا جان نمیدانم چه بگویم جز این كه دست منو دامانت
اشك منو احسانت
یا صاحب الزمان روحی فداك متی ترانا ونراك
سلام بر وجود نازنینت مهدی جان وبر قلب غمگینت تسلییت
سلام بی جواب من بحق جد صادقت دعا نما برای من كه تشنه نگاهتم نگاه تو دعای تو دعای تو ظهور تو
تمام عشق من بحق جد صادقت بحق جعفرت بیا
اقای من اگر مرا قابل میدانی كه تورا اقای خود صدا كنم پس اجازه گرفته و با همه گناهان زبانی و افعالی و فكری خود تو را صدا زده وشما را به غربت این شب قسم میدهم كه مرا دعا كنید ای همه عشق من بهانه گریستن یعنی با این همه گناه میتوانم امید به بندگی شما داشته باشم امشب با امیدی بینهایت به در خانه ات امده ام وشما را به جد بزرگوارتان جعفر صادق قسم میدهم كه یبن الحسن اقا جان نمیدانم چه بگویم جز این كه دست منو دامانت
اشك منو احسانت
یا صاحب الزمان روحی فداك متی ترانا ونراك
سلام آقای من پس کی ظهور می کنی خسته شدم از این دنیا از مردم اش بیا تو رو به خدا تو رو به امام اولی ظهور کن
نمی دونم اگه بگم سلام درسته یا نه یا باید السلام علیك و واژه های عربی دیگه كه بلد نیستم اما من حرفم حرف همی ای هستش كه امروز خوندم كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستی و فقط می نویسم به معنای طلب و عرض نیاز نه اینكه بیان نه اینكه از روی عادت كه امروز غروب جمعه به دستم رسید این جام و من ناگهان سر مست شدم. حس كردم این یعنی حضور ... یا حتی اگه بشه گفت ظهور.
من اما خیلی وقته با تو نگفتم حرف دل را كه می هراسم از هر چه شبه او حقیقت را می نویسم مدت هاست و از عیان شدن حقیقت نمی هراسم كه سال هاست ....... نه تو راست می گویی سال هاست حقیقت نهان شده سال هاست برای آمدنت انتظار می كشیم بارها نوشتم. می انگاشتم تو می خوانی و هر بار به واحه ای بیراه افتادم ناگهان ترسیدم كه شاید هرگز نیستی و اگر هم باشی به حال ما تو را التفاتی نیست. امروز كه می نویسم می دانم تو می خوانی ... این را از اشك های روی گونه ام می دانم از غم تنهایی می دانم از این لحظه های بی هراس می دانم . یاد چاه جمكران می افتم كه در نظرم بی سوادها و ساده لوح ها دورش را احاطه كرده بودند و در عین حال به سادگی و صفای دلشان حسرت می خوردم. اعتراف می كنم كه نمی توانستم كاغذ بگیرم و عریضه ای بنویسم برایم كار مسخره ای می نمود اما امروز من همان روستایی ساده دلی شده ام كه فقط می نویسد كه عرض كرده باشد و می نشیند به انتظار تا جوابش را بدهی.
دوستت دارم تا همیشه
و امروز دانستم تنها معنای امید زندگانی را.
سلام آقای من دلم برایت تنگ شده از دست این دوره و زمونه خسته شدم
پس كی میایی
عاطفه
می خواهم از توبنویسم .باقلمی از جنس آسمان.اما بغض می كند،خودكارم را می گویم . بعد انگار كه ساعت ها باریده باشد دفترم خیس خیس می شود .و من چون كودكی كه ساعت ها زیر باران منتظر مانه است می نویسم :
آن مرد در باران ..........
باز هم نیامد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برای تعجیل در ظهورش ، صلوات.
اقا جون دلم تنگه برات اخه ما گنهكارها هم دل داریم
آقان جان مهدی مارا مهیمان دل خود گردان
خوش بحالت كه در دلت احساس نیاز كردی
چه روزگار غریبی ست لیلا صحراگرد است ومجنون در خواب بی پایان غفلت برای ظهور مولایم با دلهای عاشق دعا كنید
یک زمانی تکالیف شرعیمو درست انجام نمیدادم و خطاهائی هم از من سر میزد اما خودم از این وضعیت ناراحت بودم تا اینکه یک شب در عالم خواب رفتم جلو آینه دیدم صورتم سیاه و بی ریخت شده . از خواب بیدار شدم . ناراحت شدم . تصمیم گرفتم تکالیف دینیمو درست انجام بدم و تا جائیکه ممکنه گناه نکنم و این کار رو کردم . تا اینکه بعد از مدتی دوباره خواب دیدم رفتم جلو آینه دیدم صورتم بسیار نورانی زیبا و سپید شده . از دیدن قیافم خیلی لذت بردم . بله دوستان گناه یعنی سیاهی وزشتی و ایمان و عمل صالح یعنی نور و زیبائی . در جهاد اکبر از امام زمان کمک بخواهید .
امروز نیامده ام كه برای تو بگویم از دردهای مكرر گفته ام!
امروز آمده ام تا تو بگویی و من بشنوم! چون دردم این است كه می دانم چه قلب دردمندی و چه حرفها كه در دل داری. برایم بگو هرچند یارای شنیدنش را ندارم! بگذار بمیرم اگر نتوانم دردت را التیام بخشم!!
بگو سرورم...بگوی............آری.........
اگر تمام عالم در سكوتی محض فرو رود باز هم ظرفیت در برگرفتن دردهای ناگفته و خنجر وار قلبت را ندارند...
روحی فداك یا مولای یا اباصالح المهدی
خدایا ما مدعیان دروغزن انتظاریم، حرف از چشم انتظاری محبوب میزنیم اما به اندازه ساده ترین دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم!
خدای من! الفبای انتظار را به ما بیاموز و لذت انتظار را به ما بچشان.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بسم رب المهدی
یوسف فاطمه کی طنین دلنواز (انا بقیة الله ) تو از کعبه مقصود، جانها را معطر می نماید ، کی کعبه به خود می بالد و زمین بر قامت دلربایت طواف عشق میگذارد و جان در سعی و صفای تو محرم می شود و مناسک حج قربان را بجال می آورد!
تعجیل در ظهور آقا امام زمان(عج) سه صلوات محمدی
آقا جون دوست دارم امیدوارم كاری نكنم كه دل شما از دست من ازرده بشه اقا جون برام دعا كنید كه توفیق دعا برای تعجیل ظهور تون رو داشته باشم
خدایاتنهاآرزویم این است که امام ز زمان ظهور کندواین جهان آکنده ازظلم وبیداد راسروسامان بخشد.
می بینی از آنچه در آن افتاده ام..می بینی محبوبم..به من یاد بده چه کنم؟
راهی پیش پایم بنه
دستم را بگیر تا ریشه این نهال پوسیده را نیز در آورم
کمکم کن بی نهایت در مانده ام رهایم کن ای همیشه با من
ادرکنی و لا تهلکنی
بیا مهدی شب هجران سحر كن
بر آستان مقدست سجده ی عشق مینهم و جراحت قلب خونین را با یاد تو و اشک دیده مرحم مینهم .
در فراق تو گریه میکنم اندوهمندانه با دلی پر حسرت شاید تو بیائی .
صلی الله علیک یا صاحب الزمان .
یاد نیمه شبهای جمکران به خیر
به نام خدای مهدی
امان ز لحظه غفلت كه شاهدم هستی...
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
یا ابا صالح المهدی ادركنی...
بر دلم نوشته حرفهایی که گفتم برایت و نگفتم و هم می دانی و هم می خوانی..و من در ای کاشها مانده ام و اکنون سکوت تا از پنجره ببینم کی باران می بارد کی ابرها می آیند شاید روزی آرزوی من را هم بر آورند...تا آن روز جز رضا و تسلیم چیزی سهم من نیست..و اکنون طاقتی نیست مرا فقط یاریم کن یا سیدی و مولای ادرکنی
گوشه چشمی به من خسته کن رحم به حال من افسرده کن عاشق روی تو بوم دلبرا مرحمتی بر من دلبسته کن پرده زرخسار به یکسو فکن درد همه چاره به یک دیده کن
» به هر چیز که بیندیشی خواهی رسید ، کافی است بخواهی