آغاز تاریخ طبری همزمان با سال ۳۱هجری است. پس از درگذشت یزدگرد سوم، اسپهبد گیل ژاماسبی پادشاه طبرستان برای آیین نیاکان خود پرچم استقلال برافراشت. از آن زمان تاریخ نوین مازندران پس از ظهور و گسترش اسلام در این سرزمین آغاز گشت.

 

هر سال طبری به چهار بخش؛ بهار، تابستان، پائیز، زمستان تقسیم می‌شود، هر سال دارای دوازده ماه است و هر ماه سی روز می باشد که به اضافه پنج روز پتک می‌شود. در سال چهارم یک روز به پتک افزوده می‌شود و نام آن شیشک است، آغاز هر سال طبری از نخستین روز از فردینه ماه.

 

در اینجا چند ضرب المثل مازندرانی آورده شده است؛

 

«اگه داروَک بَخُوندِه گِنِه وارِش اِنِه»:: اگر قورباغه سبز روی درخت بخواند می‌گویند باران می‌آید.

 

«پنج شنبه نون و خِرما دَر کامبی تا اَمِه مِرده جِه بَرِسِه»:: پنجشنبه نان و خرما بیرون می دهیم تا ثوابش به مرده ما برسد.

 

«چایی دِلِه دار دَرِه مِهمون قد بِلِند اِنِه»:: روی چایی ساقه اش قرار گرفته مهمان قد بلند می‌آید.

 

« بد خو بَدی صدقه دَرهاکِن تا بَدی خو رِه بر طرف بوشه»:: خواب بد دیدی صدقه بده تا بدی آن خواب بر طرف شود.

 

«سگ سَر اُ نَشِند تِه دَستِ گند موک زَندِه»:: روی سگ آب نریز دستت زگیل می زند.

 

«شو بی وقت نونه جارو بَزوئن فرشته، ملائکه رَه شِه سِره بیرون کاندی»:: شب بی موقع نباید جارو بزنی چون فرشته و ملائکه را از خانه خود بیرون می کنی.

 

«گرم تندیر سَرِه دپوشی تِسِِه حادثه پیش اِنِه»:: سر تنور گرم را بپوشانی برای تو حادثه پیش می‌آید.

 

«نِمِک رِه نَشنِد بِنِه، اینتاسِه که حضرت زهرا چشم اّ هَستِه»:: نمک را زمین نریز به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا (س) است.

 

 

دام دارهای منطقه عقیده دارند افراد ناپاک نباید وارد گله گوسفند بز شوند زیرا گوسفند از رمه حضرت موسی (ص) است. به همین دلیل نیز زن‌ها حق دوشیدن شیر گوسفندان را ندارند زیرا ممکن ناپاک باشند از این رو دوشیدن شیر گوسفند و بز وظیفه مردان و دوشیدن شیر گاو بر عهده زن‌ها است. عقیده بر این است که باید وقت خشکسالی گوسفند به طور رایگان بین اهالی محل توزیع شود.

 

منبع:گذری بر مازندران